"توماس هاماربرگ" کمیسر حقوق بشری سازمان ملل ضمن انتقاد صریح از نحوه رفتار کشورهای عضو اتحادیه اروپا با مهاجران به این قاره، از سیاست اخیر دولت آلمان علیه سیاستهای یکپارچگی خارجیان با جامعه آلمان به شدت انتقاد کرد.
به گزارش روزنامه جمهوری اسلامی آنگلامرکل، صدر اعظم آلمان طی ماههای اخیر ادعا کرده بود که سیاست "چند فرهنگی" در این کشور به شکست انجامیده و موفقیتی در این زمینه به چشم نمیخورد. هاماربرگ، ضمن انتقاد از این مواضع که طرح آن از دیدگاه رسمی تازگی دارد، یادآور شد اگر ما در اتحادیه اروپا به این برنامهها و سیاستها پایبند نباشیم، این به معنای "عقبگرد اسفبار از ارزشهای اروپایی" است.
بعضی از کشورهای اتحادیه اروپا برای یک دوره طولانی به تبعیض نژادی علیه رنگین پوستان و تبعیض فرهنگی علیه پیروان سایر مذاهب غیر مسیحی و مشخصا علیه مسلمانان پرداختهاند و با تصویب قوانین و مقررات سختگیرانه سعی دارند فشار علیه رنگین پوستان و مسلمانان را به مرز غیر قابل تحمل بکشانند. هاماربرگ در این زمینه حملات تکان دهندهای دارد و میگوید ما در اروپا جوی را ایجاد کردهایم و به آن دامن میزنیم که با مهاجران همچون "دشمن" رفتار میشود. جای تاسف دارد که سیاستهای ضد مهاجران و اظهارات ضد اسلامی در سال جاری آشکارا افزایش یافته است.
آنچه کمیسر حقوق بشر سازمان ملل مورد توجه و تاکید قرار داده، در واقع فرایند پرشتابی است که زنگ خطر آن از مدتها پیش به صدا درآمده ولی اتحادیه اروپا همچنان بیاعتنا به آثار و تبعات آن بر طبل دشمنی میکوبد و برخورد با مهاجران و بویژه برخورد با مسلمانان را مرتبا تشدید میکند.
هاماربرگ، در این زمینه جمله هشدار دهندهای را مطرح میکند و معتقد است: "جمعیت اروپایی روبه پیری میرود و فراموش کرده است که برای حفظ رفاه و سعادت به همین مهاجرین احتیاج دارد." خوبست یکبار دیگر این جمله را مرور کنیم تا دریابیم حتی هشدار دهندگان به اروپا هم دقیقا از موضع نژاد پرستانه و منفعت طلبانه به این مسئله مینگرند و نه بخاطر مسائل انسانی و حقوق بشری بلکه بخاطر آنکه اروپا برای حفظ رفاه و آسایش و منافع خودش همچنان به مهاجران احتیاج دارد، هشدار میدهند که در رفتار خود تجدید نظر کنند.
این نکته قویا قابل تامل و قابل ردیابی در طول تاریخ قرنهای پس از شکل گیری دوران استعمار سیاه اروپا است که حتی مهاجرت اولیه رنگین پوستان به اروپا و آمریکا، تصمیمی از روی اراده رنگین پوستان نبوده بلکه بردهداران اروپایی با توسل به وحشیانهترین شیوههای ممکن، انسانها را در مقیاس عظیم از سرزمین خود، علیرغم میل باطنی آنها به اروپا و آمریکا بردهاند و در واقع، اساس این فرایند را یک ظلم عظیم به نسلهای اولیه مهاجرین تشکیل میداده است.
در واقع "هاماربرگ" هم به رنگین پوستان از همان دیدگاهی مینگرد که بردهداران جنایتکار در دوران استعمار سیاه اروپایی مینگریستهاند و بدون توجه به علایق، شخصیت و حقوق آنها، صرفا برای تضمین رفاه و آسایش و منافع اروپای استعمارگر حاضر بودهاند طیف وسیعی از رنگین پوستان را در قالب گروههای متعدد بردهداری از آفریقا ربوده و به اروپا و آمریکا اعزام نمایند، صرفنظر از اینکه آنها قویا تمایل به ادامه زندگی در سرزمین مادری خود بودهاند.
البته این مسائل امروزه پس از گذشت قرنها از زندگی اجباری چند نسل از رنگین پوستان در اروپا و آمریکا و استثمار آنها در راه ساختن غرب صنعتی، به کلی نیازمند آنست که از دیدگاه دیگری مورد ارزیابی قرار گیرد تا آنکه حقوق و منافع رنگین پوستان، دستکم پس از تحقق قرنها استثمار آنها در اروپا و آمریکا، برآورده و تضمین شود.اینکه "هاماربرگ" از دیدگاه یک کمیسر حقوق بشری سازمان ملل، هنوز هم فقط به منافع اروپا استناد میکند و توصیهها برای خوش رفتاری با رنگین پوستان و پایان دادن به اهانت و خشونت علیه مسلمانان در اروپا را در چارچوب منافع "اروپای پیر" معرفی میکند، نمود عینی نژاد پرستی اروپا و استمرار آنست.
هاماربرگ، پیشبینی میکند که در صورت استمرار بحران اقتصادی و در هم ریختن مناسبات در "منطقه یورو"، بیگانه ستیزی بیشتر شود و ابعاد تهاجمی و کینه توزانهتر پیدا کند و همین امر نشان میدهد که اروپا علاوه بر بحران اقتصادی، از بحران سیاسی به اجتماعی نیز رنج میبرد که مرتبا دامنهاش گستردهتر میشود و تدریجا به یک چالش عظیم این قاره تبدیل میگردد.
همین رفتارها تبعیض آمیز، منزلت فرهنگی اروپا را به شدت آسیب پذیر ساخته و شرایطی را به وجود آورده که رفتار اروپا با رنگین پوستان و مسلمانان، با هیچ یک از مظاهر مورد ادعای اروپا سازگاری ندارد. این پدیده نشانگر آنست که اروپای مسیحی نه تنها متهم اصلی پروندههای استعمارگری، جنگ، غارتگری و بردهداری بوده و هست بلکه در تبعیض نژادی هم چه دیروز و چه حتی امروز، در صدر فهرست متهمین در مقیاس جهانی قرار گرفته است.